شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

91

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

سرپرست اجتماع اسلامى گردانم ، زيرا من در اين باره تصميم گرفته و بر جانشينى او عزم كرده‌ام . آنگاه از خداوند بخواه كه در اين كار و همهء امور ، خير را پيش آورد و نيك مقدر سازد . سپس عبد الرحمن بن عثمان ثقفى و عبد اللّه بن مسعده فرازى و ثور بن معن سلمى و عبد اللّه بن عصام اشعرى را نزد خود خواند و به آنها فرمان داد هنگامى كه ضحاك بن قيس از سخن خود فارغ شد ، شما برخيزيد و گفته‌هاى او را تصديق كنيد و مرا براى انجام زمامدارى و خلافت يزيد دعوت نماييد » . « 1 » معاويه اين نقشه‌ها و نيرنگها را انجام مىداد تا افكار عمومى را براى بيعت با يزيد آماده سازد ، ولى تا هنگامى كه حضرت مجتبى عليه السّلام در حال حيات بود رسما در اين باره دست به كار نشد و پس از شهادت آن بزرگوار بود كه اين موضوع را علنا مطرح نمود و به عمّال و فرمانداران خود نوشت براى يزيد از مردم بيعت بگيرند . ابن قتيبه مىنويسد : « پس از وفات حضرت حسن رحمة اللّه معاويه درنگ نكرد ، مگر بسيار كم . آنگاه از مردم شام براى يزيد بيعت گرفت و بيعت او را به سراسر كشور نوشت » . « 2 » بزرگترين مشكلى كه در بيعت گرفتن براى يزيد در برابر معاويه قرار داشت ، تسليم نمودن حجاز و به خصوص مردم مدينه در برابر اين امر بود . به ويژه كه در بين آنان چهار نفر از شخصيتهاى معروف بودند كه از بيعت با يزيد امتناع داشتند . اين چهار نفر عبارت بودند از : حسين بن على عليه السّلام بود كه در رأس آنان قرار داشت ، پس از او عبد اللّه ابن عباس ، عبد الله بن جعفر و عبد اللّه بن زبير بودند كه جزء مخالفان سر سخت بيعت با يزيد به شمار مىرفتند . معاويه به فرماندار مدينه ، سعيد بن عاص نوشت كه از مردم آنجا ( به جز آن چهار نفر ) براى يزيد بيعت بگيرد و در انجام اين مأموريت شدّت و خشونت نشان دهد . « هنگامى كه نامهء معاويه به دست سعيد بن عاص رسيد ، مردم را براى بيعت با يزيد در فشار شديد قرار داد . با اين حال ، كسى از اهل مدينه براى بيعت حاضر نشد . سعيد به معاويه نوشت كه هيچ يك از مردم مدينه بيعت نكرد . اينان تابع اين چند نفر هستند ( حضرت حسين عليه السّلام ، عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن زبير ، عبد اللّه بن جعفر ) و اگر اين جمع با يزيد بيعت كنند مردم همگى با او بيعت مىكنند . » « 3 »

--> ( 1 ) - ابن قتيبه دينورى : الامة و السياسة ، ج 1 ، ص 165 . ( 2 ) - همان مأخذ ، ص 175 . ( 3 ) - همان ، ص 286 .